718

نه روز اردی بهشت داره میگذره و تو بیخیال .. معلوم نیست کجای این دنیایِ در اندشت نشستی .. پا روی پا انداختی .. روی ایوون خانه ای روستایی و چشم هایت را بستی .. بک گوشت صدای وز وز زنبورهای لابلای گل یاس می شنود و گوش دیگرت صدای خوردن آبِ جویبار به سنگ های تهِ جوی .. یک دم از پیپی که پارسال برای روز مرد برایت خریدم میگیری و اصلا یادت نمی آید که این پیپ از کجا آمده ! و نگاهت پرت میشود به دختر همسایه که از زیر ایوون خانه تان رد میشود و چارقد گلدار صورتی رنگش میفتد در تیله های مشکی رنگ چشمانت .. نه روز از ادی بهشت گذشته و من پشت پنجره ی دودی رنگ دوجداره ی اتاقم نشسته ام .. از پشت این پنجره همه چیز خاکستری ست .. حتی درخت یاسی که زنبور ها روی آن میهمانی گرفته اند .. و مراسم تاج گذاریِ ملکه شان را برگزار می کنند.. از پشت همین شیشه ی دودی رنگ کمانِ آن دور دورها داد میزند که سمتِ خطه ی شما اُردی بهشت آمده ست !

این آهنگو بشنوید با یک کلیک روی متن :

بعد خودمَم نشناسَم
هَمه منو میشناختَــــــن ،
من تو رو ..

می ترسَم خودمو نشناســـم بعد تورم نشناســـــم !
البته که فک می کنم نشناختمت .. اونجور که باید !

بَهمن نیاد اَول باهاری .. ؟
هِی اَشک در غم ِ ما پرده در شود ؛ ..

+ نوشته شده در شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۷ توسط ثمین | نظر بدهید
میم _
۱۱ ارديبهشت ۹۶ , ۰۰:۳۷
اهنگ نمیاد چرا ؟:(((

پاسخ :

پخش آنلاینه ها!
امتحانش کردم میومد ک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
درباره من
‏کلا همه چیزای سیاه سفید خوبن ..

پانداها ..
پنگوئنا ..
چشمات ..
.

اینستا: s.sn71

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان