۷۷۰

دلم میخواد هر جا که میرم .. میشینم.. وایمیستم .. هرکی کنارم بود .. صداش کنم.. بکشمش ی گوشه و سیر تا پیازِ قد و بالای تورو براش بگم .. دلم میخواد هر روز مرورت کنم .. تو مترو .. اون دختره بود که گوشواره میفروخت .. ایستگاه توحید پیاده شدبم باهم نشستیم روی صندلی روبروی واگن بانوان .. تک تک گوشواره هارو نشونم داد .. قیمتشونو گفت .. زرد و سفید .. حواسم پیش تو بود ..‌ اگه ساکت میشد براش میگفتم که آره دلبرِ ما قد بلند بود و کمان ابرو .. میگه خانوم ! شما از زن حرف میزنید یا مرد ؟ میگم مگه ابروی کمونی فقط واسه زن هاست .. چشم هاش تو آفتاب قهوه ای بود .. موهاش مشکی ! کنارش که وایمیستادم تا زیر شونه هاش میومدم .. همیشه کیفِ کمری میبستم .. چرم مشکی .. دستمو میگرفت میکشید سمتی که کیف نداشت .. میگفت راه مزریم اینطوری راحت تری ! تک پوش و شلوار لی مشکی و کتونی های لاگوست ! بند دوربینشو مینداخت دور گردنم .. میگفت اولین و آخرین سوژه ی عکاسیم خودتی .. تر بود .. ترکِ زنجان ! صدای بمی که وقتی ترکی حرف میزد هر ناشنوایی رو شنوا میکرد و من جان میسپردم به اون صدا ! میگه خانم سه تا قطار رفت .. بالاخره نمیخوای انتخاب کنی ؟ یادم میفته که گوشواره ی چسبی دوست داشتی .. ی جفت تک نگین میخرم .. بلند میشه که بره ! نگام میکنه .. وایستاده تو درِ مترو .. میگه : بگرد پیداش کن ! 

+ نوشته شده در جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۳۶ توسط ثمین | نظر بدهید
saeede sa
۲۰ فروردين ۹۷ , ۰۲:۲۴
خانم جان
ما رو که کشتی❤

پاسخ :

:)

+💜
ع. قلی زاده
۱۳ اسفند ۹۶ , ۱۳:۵۱
سلام
وب خوبی دارید. احسنت

به ما هم سری بزنید

طعم طنز حلال با طنزیمات:

http://tanzimat.blog.ir/
آسـوکـآ آآ
۰۶ اسفند ۹۶ , ۱۲:۰۶
واقعا بگرد و پیداش کن . . .
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
درباره من
‏کلا همه چیزای سیاه سفید خوبن ..

پانداها ..
پنگوئنا ..
چشمات ..
.

اینستا: s.sn71

باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان